نقد و بررسی بازی Saros جاهطلبی تاریکی که مرز میان واقعیت و جنون را محو میکند
وقتی مرگ، حافظه و تنهایی در یک سیاره متروک به هم گره میخورند
گاهی بعضی بازیها فقط برای سرگرم کردن ساخته نمیشوند.
آنها میخواهند وارد ذهن شما شوند.
Housemarque با بازی Saros دقیقاً همین کار را انجام داده است؛ تجربهای سنگین، رازآلود و روانشناختی که از همان دقایق ابتدایی حس میکنید قرار نیست با یک شوتر علمیتخیلی معمولی طرف باشید.
Saros شما را به سیارهای فراموششده میبرد؛ جایی که زمان معنای ثابتی ندارد، مرگ پایان نیست و خاطرات مثل یک بیماری آرامآرام ذهن شخصیت اصلی را میخورند. همهچیز در این دنیا حس ناامنی دارد؛ از صدای بادهای الکترومغناطیسی گرفته تا نورهای سرد و معماری بیگانهای که انگار توسط تمدنی ساخته شده که مدتهاست نابود شده است.
در همان ساعات ابتدایی، بازی موفق میشود همان حس عجیبی را منتقل کند که زمانی Returnal ایجاد کرده بود؛ اما این بار با هویتی تاریکتر، سینماییتر و انسانیتر.
در تحریریه «گیم کلاب» کمتر پیش میآید عنوانی بتواند اینقدر سریع بین ترس، کنجکاوی و اعتیاد گیمپلی تعادل برقرار کند. Saros دقیقاً از همان بازیهایی است که بعد از خاموش کردن کنسول هم همچنان داخل ذهن باقی میماند.
داستان بازی Saros؛ روایتی درباره حافظه، هویت و فروپاشی انسان
وقتی نمیدانی چه چیزی واقعی است
داستان بازی حول شخصیتی به نام “Arlen Vey” میچرخد؛ یک فضانورد نظامی که پس از سقوط روی سیارهای ناشناخته، وارد چرخهای از تکرارهای زمانی و خاطرات ناقص میشود. اما برخلاف چیزی که ابتدا تصور میکنید، Saros صرفاً درباره بقا نیست.
بازی خیلی زود تبدیل به سفری روانشناختی درباره هویت انسان میشود.
Arlen مدام تصاویری از گذشته میبیند؛ خاطراتی که معلوم نیست واقعی هستند یا ساخته ذهن او. هرچه جلوتر میروید، مرز میان واقعیت، توهم و حافظه کمرنگتر میشود. این همان جایی است که Saros قدرت اصلی خود را نشان میدهد.
روایت بازی بهشدت محیطمحور است. بسیاری از اطلاعات داستانی از طریق:
- نوشتههای پراکنده
- فایلهای صوتی
- طراحی محیط
- رفتار دشمنان
- و حتی تغییرات نورپردازی
به بازیکن منتقل میشود.
در برخی لحظات، بازی یادآور فضای سنگین Control است؛ مخصوصاً زمانی که معماری غیرواقعی محیطها و اتفاقات فراطبیعی وارد ماجرا میشوند. اما Saros بیش از هر چیز هویت مستقل خودش را حفظ میکند.
دیالوگهایی که مصنوعی نیستند
یکی از بزرگترین نقاط قوت داستان، کیفیت دیالوگهاست. شخصیتها مثل انسان واقعی صحبت میکنند؛ نه مثل کاراکترهایی که صرفاً برای انتقال اطلاعات نوشته شده باشند.
بازی همچنین در استفاده از سکوت فوقالعاده عمل میکند. گاهی چند دقیقه هیچ موسیقی یا دیالوگی وجود ندارد و فقط صدای قدمهای شخصیت روی سازههای فلزی شنیده میشود. همین سکوتها فشار روانی عجیبی ایجاد میکنند.
پایانبندی؛ جسورانه و بحثبرانگیز
بدون ورود به اسپویل، باید گفت پایان بازی احتمالاً جامعه گیمرها را دو دسته میکند. Saros مثل بسیاری از آثار جریان اصلی، همهچیز را شفاف توضیح نمیدهد.
بازی ترجیح میدهد سوال ایجاد کند.
و همین موضوع احتمالاً تا مدتها سوژه بحث فرومها و شبکههای اجتماعی خواهد بود.
بررسی بازی Saros از نظر گیمپلی
مبارزاتی سریع، سنگین و بیرحم
اگر Returnal را تجربه کرده باشید، DNA آن را در مبارزات Saros احساس میکنید. اما اینجا سیستم مبارزه تاکتیکیتر و خشنتر شده است.
هر اسلحه وزن دارد.
هر برخورد اهمیت دارد.
و هر اشتباه میتواند مرگبار باشد.
سیستم داج و حرکت شخصیت فوقالعاده نرم طراحی شده و بازی در کنترلها تقریباً بینقص عمل میکند. مبارزات ترکیبی از:
- تیراندازی سریع
- مدیریت منابع
- استفاده هوشمندانه از قابلیتها
- و تحلیل رفتار دشمنان است
طراحی دشمنان؛ کابوسهای زنده
تنوع دشمنان در نیمه دوم بازی واقعاً چشمگیر میشود. برخی دشمنان رفتارهایی دارند که انگار دائماً در حال یادگیری از بازیکن هستند.
طراحی بصری آنها هم فوقالعاده unsettling است؛ ترکیبی از موجودات ارگانیک، ماشین و فرمهای غیرانسانی که حس ناراحتی دائمی ایجاد میکنند.
در بعضی باسفایتها، Saros به سطحی میرسد که یادآور مبارزات نمادین Dead Space است؛ پرتنش، خشن و کاملاً سینمایی.
آیا بازی تکراری میشود؟
جالب اینجاست که باوجود ساختار لوپمحور، بازی بهندرت تکراری میشود. دلیل اصلی آن:
- تغییر دائمی محیطها
- رویدادهای تصادفی
- تغییر رفتار دشمنان
- و سیستم ارتقای پویا است
هر ران حس متفاوتی دارد.
این همان چیزی است که باعث میشود Saros بهشدت اعتیادآور شود. همیشه حس میکنید دفعه بعد شاید حقیقت بزرگتری کشف کنید.
سختی بازی؛ نه برای همه
Saros اصلاً بازی آسانی نیست. حتی روی درجه سختی نرمال هم میتواند بیرحم باشد. اما خوشبختانه سختی بازی منصفانه است.
وقتی میمیرید، معمولاً خودتان میدانید چرا.
مقایسه Saros با بازیهای مشابه
مقایسه با Returnal
واضح است که Saros وارث معنوی Returnal محسوب میشود. اما تفاوت مهمی وجود دارد:
- Returnal بیشتر روی اکشن و سرعت تمرکز داشت
- Saros روی فضای روانشناختی و روایت سنگینتر تمرکز میکند
درواقع Saros بالغتر، تاریکتر و سینماییتر است.
مقایسه با Death Stranding
Death Stranding در ایجاد حس تنهایی شاهکار بود. Saros هم همین حس را منتقل میکند اما به شکلی ترسناکتر و خفقانآورتر.
اگر Death Stranding درباره انزوا بود، Saros درباره فروپاشی ذهن است.
مقایسه با Alan Wake 2
Alan Wake 2 از نظر فضاسازی روانشناختی و بازی با ذهن مخاطب نزدیکترین اثر به Saros محسوب میشود.
اما Saros اکشنمحورتر است و ریتم کند Alan Wake 2 را ندارد.
آیا Saros هویت مستقل دارد؟
کاملاً.
باوجود شباهتهای مشخص، Saros هرگز حس یک کپی را منتقل نمیکند. بازی شخصیت خاص خودش را دارد؛ ترکیبی از ترس کیهانی، روایت فلسفی و اکشن نسل نهمی.
گرافیک و کارگردانی هنری بازی Saros
یکی از زیباترین بازیهای نسل نهم
Saros از آن بازیهایی است که مدام شما را مجبور میکند بایستید و به محیط نگاه کنید.
نورپردازی بازی خارقالعاده است. مخصوصاً در محیطهای تاریک که فقط نور تجهیزات شخصیت یا رعدهای دوردست محیط را روشن میکند.
طراحی هنری بازی ترکیبی از:
- معماری بیگانه
- سازههای صنعتی متروکه
- فناوری فرسوده
- و عناصر ارگانیک است
نتیجه؟
جهانی که هم زیباست و هم ترسناک.
انیمیشنها و جلوههای سینمایی
انیمیشن صورت شخصیتها کیفیت بسیار بالایی دارد و کاتسینها کاملاً در حد آثار سینمایی پلیاستیشن هستند.
افکتهای ذرات، انفجارها و تغییرات آبوهوایی هم فوقالعادهاند. مخصوصاً هنگام مبارزات شلوغ، بازی نمایشی خیرهکننده ارائه میدهد.
در نسخه PS5، استفاده از قابلیتهای دوالسنس واقعاً عالی پیادهسازی شده و هر اسلحه حس متفاوتی دارد.
موسیقی و صداگذاری؛ قلب تپنده اضطراب
موسیقی Saros دقیقاً همان چیزی است که باید باشد:
- مینیمال
- سنگین
- مرموز
- و گاهی کاملاً آزاردهنده
بازی از سکوت بهشکل هوشمندانه استفاده میکند. در بعضی لحظات فقط صدای تنفس شخصیت شنیده میشود و همین موضوع فشار روانی شدیدی ایجاد میکند.
صداگذاری محیط یکی از بهترین بخشهای بازی است. صدای فلزات، موجودات ناشناخته و نویزهای الکترونیکی دائماً حس ناامنی منتقل میکنند.
اگر با هدفون بازی کنید، تجربه چند برابر تاثیرگذارتر میشود.
بررسی فنی بازی Saros
عملکرد نسخه PS5
روی PS5 بازی عمدتاً با نرخ 60 فریم پایدار اجرا میشود و افت فریمها بسیار محدود هستند.
لودینگها تقریباً آنیاند و SSD کنسول بهخوبی مورد استفاده قرار گرفته است.
نقاط قوت و ضعف بازی Saros
نقاط قوت
- فضاسازی فوقالعاده سنگین و درگیرکننده
- داستان چندلایه و هوشمندانه
- گیمپلی اعتیادآور و روان
- باسفایتهای خلاقانه
- موسیقی و صداگذاری کمنظیر
- گرافیک فنی خیرهکننده
- استفاده عالی از دوالسنس
- هویت مستقل باوجود الهام از آثار مشابه
نقاط ضعف
- سختی بالا ممکن است برخی بازیکنان را خسته کند
- روایت پیچیده برای همه جذاب نیست
- برخی دشمنان در اواخر بازی HP بیش از حد دارند
- نسخه PC هنوز کاملاً بینقص نیست
- بعضی بخشهای میانی ریتم کندتری دارند
بازی Saros مناسب چه کسانی است؟
اگر عاشق بازیهای:
- داستانمحور
- روانشناختی
- علمیتخیلی
- چالشبرانگیز
- و اتمسفریک
هستید، احتمالاً Saros یکی از بهترین تجربههای چند سال اخیر برای شما خواهد بود.
اما اگر دنبال یک شوتر ساده و اکشن مستقیم هستید، ممکن است با فضای سنگین و روایت پیچیده بازی ارتباط برقرار نکنید.
Saros صبر میخواهد.
دقت میخواهد.
و مهمتر از همه، میخواهد شما را وارد دنیای خودش کند.
جمعبندی گیم کلاب
Saros فقط یک بازی نیست؛ یک تجربه روانی است
بعضی بازیها بعد از پایان فراموش میشوند.
بعضی دیگر داخل ذهن باقی میمانند.
Saros بدون شک در دسته دوم قرار میگیرد.
Sony Interactive Entertainment و Housemarque موفق شدهاند اثری خلق کنند که هم جاهطلبانه است، هم متفاوت و هم بهشدت درگیرکننده. این بازی شاید برای همه مناسب نباشد، اما برای کسانی که با فضای آن ارتباط بگیرند، تبدیل به تجربهای فراموشنشدنی خواهد شد.
در گیم کلاب مدتها بود عنوانی ندیده بودیم که بتواند اینقدر موفق میان اکشن، ترس روانشناختی، روایت فلسفی و فناوری نسل نهم تعادل ایجاد کند.
Saros نشان میدهد Housemarque دیگر صرفاً سازنده بازیهای آرکید نیست؛ این استودیو حالا یکی از مهمترین خالقان تجربههای سینمایی و هنری صنعت گیم محسوب میشود.
و اگر این شروع یک فرنچایز جدید باشد، آینده بسیار هیجانانگیزی در انتظار آن خواهد بود.
امتیاز نهایی گیم کلاب: 9.3 از 10





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.