نایتسیتی؛ شهری که در خاکسترِ جاهطلبیِ خود سوخت و دوباره متولد شد
بزرگترین ناامیدیِ تاریخ بازیهای ویدئویی یا یک شاهکارِ بیبدیل کالت؟ حقیقت این است که سایبرپانک ۲۰۷۷ (Cyberpunk 2077) هر دو است. وقتی استودیو سیدی پراجکت رد (CD Projekt Red) بعد از موفقیتهای افسانهای ویچر ۳، ما را با وعده یک بتلفیلدِ نقشآفرینیِ بینقص به آینده برد، انتظار داشتیم با استاندارد جدیدی از صنعت گیم روبهرو شویم. ما در تیم گیم کلاب ساعتهای بیشماری را در خیابانهای بارانخورده و نئونی نایتسیتی گذراندهایم تا ببینیم بالاخره این بازی بعد از آپدیتها و تغییرات ساختاری بزرگ، به آن چیزی که وعده داده بود تبدیل شده است یا خیر.
ورود به جهنم نئونی؛ نایتسیتی چقدر زنده است؟
نایتسیتی بدون شک ستاره اصلی این نمایش است. طراحی عمودی شهر، آسمانخراشهای غولآسا که نور خورشید را از مردم فقیر پنهان میکنند، و تضادِ عریان میان ثروتِ بیحدِ شرکتهای بزرگ (Mega-corps) و فقر مطلقِ حاشیهنشینها، اتمسفری ساخته که نمونهاش را در هیچ مدیوم دیگری ندیدهایم. از همان ساعات اولیهای که در نقش «V» وارد بازی میشوید، سنگینی این فضاسازی را حس میکنید.
اما وقتی ویترینِ زیبای شهر را کنار میزنید، شکافها شروع به خودنمایی میکنند. اگر به امیدِ گشتوگذار و آزادیِ عملی شبیه به Grand Theft Auto V سراغ این بازی آمدهاید، نایتسیتی شما را ناامید خواهد کرد. در GTA V، شهر یک شهربازیِ پویا با هوش مصنوعیِ بینظیر برای شهروندان و پلیس است؛ اما در سایبرپانک، با اینکه در نسخههای اخیر هوش مصنوعی بهبود چشمگیری داشته، شهر بیشتر شبیه به یک دکورِ تئاترِ بسیار مجلل عمل میکند. شهروندان رفتار چندان پویایی ندارند و تعامل با محیط فراتر از ماموریتها، همچنان محدود است.
غرق در داستان؛ جایی که سایبرپانک میدرخشد
جایی که بازی هویت واقعی خودش را پیدا میکند و رقبا را پشت سر میگذارد، داستانگویی و توسعه شخصیتهاست. حضور جانی سیلورهند (با بازی درخشان کیانو ریوز) صرفاً یک ترفند تبلیغاتی نیست؛ او وجدانِ دوم، همدم تاریک و موتور محرکِ فلسفی داستان شماست.
ما در گیم کلاب معتقدیم که سیدی پراجکت رد در فرمولِ روایت، دست به یک ریسک بزرگ زد: برخلاف انتخابهای کلان و حماسی The Witcher 3 که سرنوشت پادشاهیها را تغییر میداد، انتخابهای شما در سایبرپانک ۲۰۷۷ شخصیتر، ملموستر و کثیفتر هستند. بازی به جای نجات جهان، درباره نجاتِ “خود” است. از طرفی، سیستم دیالوگها و زاویه دید اولشخص به قدری به سینماتیک بودن بازی کمک کرده که در بازیهای مشابهی مثل Deus Ex کمتر با این حجم از درامِ تاثیرگذار مواجه میشویم. ماموریتهای جانبی بازی صرفاً برای پر کردن وقت شما نیستند؛ هرکدام داستانی عمیق از تنهایی، خیانت و تلاش برای بقا در یک جامعه رو به زوال را روایت میکنند.
نقاط قوت و ضعف: نمای نزدیک از درونِ سیستم
برای اینکه دید بهتری به وضعیت بازی داشته باشید، بیایید نکات مثبت و منفی آن را در یک نگاه بررسی کنیم:
نقاط قوت
- روایت و شخصیتپردازی فوقالعاده: داستان اصلی و ماموریتهای جانبی جذابیت مسحورکنندهای دارند.
- طراحی بصری و اتمسفر بیرقیب: نایتسیتی یکی از زیباترین و مخوفترین شهرهای خلق شده در تاریخ بازیهاست.
- گیمپلی و گانپلی پویا: ترکیب هک کردن (Netrunning)، مخفیکاری و تیراندازی لذتبخش و متنوع است.
- موسیقی متن شاهکار: ریتمهای الکترونیک و صنعتی بازی کاملاً با اتمسفر دارکسایبرپانک همخوانی دارند.
نقاط ضعف
- هوش مصنوعی همچنان معمولی: با وجود بهبودها، رفتار دشمنان و شهروندان گاهی از خلاقیت تهی است.
- سیستم نقشآفرینی محدودتر از وعدهها: برخی از انتخابها تاثیر واقعی روی پایانبندی یا روند بازی ندارند.
- جا ماندن از استانداردهای Open-World تعاملی: بازی هنوز نتوانسته پویاییِ محیطی رقبایی چون Red Dead Redemption 2 را لمس کند.
جمعبندی گیم کلاب
سایبرپانک ۲۰۷۷ سفری پر از تضاد است. این بازی هرگز آن انقلابی نشد که در سال ۲۰۱۸ وعدهاش را میدادند، اما پس از سالها بهینهسازی، اکنون به یک نقشآفرینی اکشنِ اولشخصِ فوقالعاده قدرتمند تبدیل شده است که تجربهاش برای هر گیمیری واجب است. اگر به دنبال یک داستان بالغ، اتمسفر سایبرپانکی غلیظ و گانپلی هیجانانگیز هستید، نایتسیتی با آغوش باز از شما پذیرایی خواهد کرد، اما به شرطی که انتظار یک شبیهساز زندگیِ کاملاً آزاد را نداشته باشید. ما در گیم کلاب بر این باوریم که ارزش تجربه این اثر، فراتر از اشتباهات گذشته سازندگانش است.
امتیاز گیم کلاب: ۸.۵/۱۰
حکم نهایی: سایبرپانک ۲۰۷۷ شاید کاملترین بازی جهانباز تاریخ نباشد، اما بدون شک یکی از اتمسفریکترین، عمیقترین و بهیادماندنیترین قصههای نسل خود را روایت میکند.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.