نقد و بررسی بازی The Last of Us Part II Remastered | شاهکاری بحثبرانگیز که هنوز صنعت بازی را به چالش میکشد
مقدمه
بعضی بازیها تنها برای سرگرم کردن ساخته میشوند؛ تجربههایی که چند ساعت شما را درگیر میکنند و سپس به بخشی از خاطرات گیمینگتان تبدیل میشوند. اما دسته دیگری از بازیها وجود دارند که فراتر از یک محصول سرگرمی عمل میکنند. آثاری که پس از تمام شدن تیتراژ پایانی همچنان در ذهن مخاطب باقی میمانند، درباره آنها بحث میشود، نقد میشوند، تحسین میشوند و حتی گاهی مورد نفرت قرار میگیرند.
The Last of Us Part II Remastered دقیقاً در همین دسته قرار میگیرد.
زمانی که نسخه اصلی این بازی در سال 2020 عرضه شد، کمتر کسی تصور میکرد که ساخته جاهطلبانه استودیوی Naughty Dog تا این اندازه صنعت بازیهای داستانمحور را تحت تأثیر قرار دهد. برخی آن را شاهکار نسل هشتم نامیدند و برخی دیگر به شدت از تصمیمات داستانی آن انتقاد کردند. اما یک نکته غیرقابل انکار بود؛ هیچکس نسبت به این بازی بیتفاوت نماند.
اکنون با عرضه The Last of Us Part II Remastered برای Sony Interactive Entertainment روی کنسول PlayStation 5 و سپس رایانههای شخصی، فرصتی دوباره فراهم شده تا یکی از مهمترین آثار تاریخ بازیهای ویدیویی را با کیفیتی بالاتر تجربه کنیم.
در این مقاله از گیم کلاب قصد داریم فراتر از یک بررسی ساده حرکت کنیم. قرار نیست فقط درباره رزولوشن بالاتر یا نرخ فریم بهتر صحبت کنیم؛ بلکه میخواهیم بررسی کنیم که چرا The Last of Us Part II Remastered هنوز هم یکی از مهمترین آثار صنعت بازی محسوب میشود و آیا این نسخه واقعاً ارزش بازگشت دوباره به دنیای تلخ و بیرحم آن را دارد یا خیر.
معرفی بازی The Last of Us Part II Remastered
وقتی صحبت از بازیهای داستانمحور میشود، نام The Last of Us همیشه در صدر فهرست قرار دارد.
نسخه اصلی The Last of Us Part II در سال 2020 منتشر شد و در مدت کوتاهی توانست رکوردهای متعددی را جابهجا کند. بازی موفق شد بیش از 300 جایزه بهترین بازی سال را دریافت کند و به یکی از پرافتخارترین آثار تاریخ صنعت گیم تبدیل شود.
The Last of Us Part II Remastered نسخه ارتقایافته همان بازی است که با استفاده از توان سختافزاری PS5 توسعه یافته و علاوه بر بهبودهای فنی، محتوای جدیدی را نیز در اختیار بازیکنان قرار میدهد.
این بازی در ژانر اکشن ماجراجویی و بقا قرار میگیرد و همچنان از موتور اختصاصی Naughty Dog استفاده میکند؛ موتوری که حتی امروز نیز یکی از پیشرفتهترین فناوریهای گرافیکی در صنعت بازی به شمار میرود.
از نظر امتیازات نیز بازی همچنان در میان تحسینشدهترین آثار نسل خود قرار دارد و منتقدان بسیاری آن را نقطه عطفی در روایت داستانی بازیهای ویدیویی میدانند.
اما چیزی که The Last of Us Part II Remastered را از بسیاری از ریمسترهای امروزی متمایز میکند، صرفاً بهبودهای بصری نیست؛ بلکه این بازی فرصتی دوباره برای تجربه یکی از جسورانهترین روایتهای تاریخ گیم محسوب میشود.
داستان بازی؛ روایتی که حاضر نیست شما را راضی نگه دارد
یکی از بزرگترین تفاوتهای The Last of Us Part II با بسیاری از بازیهای داستانی این است که هرگز تلاش نمیکند مطابق خواسته مخاطب پیش برود.
بازی پنج سال پس از وقایع نسخه نخست آغاز میشود. جهان همچنان درگیر فروپاشی تمدن است و انسانها بیش از هر زمان دیگری به خطرناکترین موجودات این دنیا تبدیل شدهاند.
در مرکز داستان، بار دیگر Ellie قرار دارد؛ شخصیتی که حالا دیگر آن دختر نوجوان نسخه اول نیست و به فردی بالغتر، خشمگینتر و پیچیدهتر تبدیل شده است.
روایت بازی حول محور مفاهیمی مانند انتقام، نفرت، بخشش، فقدان و چرخه خشونت شکل میگیرد.
برخلاف بسیاری از آثار هالیوودی که تلاش میکنند مخاطب را با قهرمان داستان همراه نگه دارند، The Last of Us Part II دائماً دیدگاه بازیکن را به چالش میکشد.
در بسیاری از لحظات، بازی شما را مجبور میکند تصمیمات شخصیتهایی را درک کنید که شاید تا چند ساعت قبل از آنها متنفر بودهاید.
همین مسئله باعث شد داستان بازی به یکی از بحثبرانگیزترین روایتهای تاریخ گیم تبدیل شود.
روایت چندلایه و جسورانه
بزرگترین نقطه قوت داستان، ساختار روایی آن است.
Naughty Dog تلاش نکرده یک داستان انتقام ساده روایت کند. در عوض، بازی دائماً دیدگاه مخاطب را تغییر میدهد و او را وادار میکند اتفاقات را از زوایای مختلف ببیند.
در دنیای The Last of Us هیچ شخصیت کاملاً خوبی وجود ندارد.
هیچ قهرمان بینقصی وجود ندارد.
هیچ فردی صرفاً شرور نیست.
همه شخصیتها قربانی شرایط، دردها و انتخابهای خود هستند.
همین موضوع باعث میشود مخاطب در طول بازی بارها احساسات متناقضی را تجربه کند.
انتقام؛ سوخت اصلی داستان
تقریباً تمام اتفاقات بازی از یک احساس مشترک تغذیه میشوند: انتقام.
اما برخلاف بسیاری از آثار مشابه، بازی انتقام را یک مسیر قهرمانانه نشان نمیدهد.
هر قدمی که شخصیتها در مسیر انتقام برمیدارند، بخشی از انسانیت آنها را از بین میبرد.
The Last of Us Part II Remastered تصویری بسیار تلخ از این مفهوم ارائه میدهد؛ تصویری که گاهی اوقات ناراحتکننده، آزاردهنده و حتی خشمگینکننده است.
اما همین ویژگی باعث شده روایت بازی تا این اندازه ماندگار باشد.
خشونت در خدمت روایت
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد بازی، نحوه نمایش خشونت است.
در بسیاری از بازیها خشونت جنبه سرگرمکننده دارد. اما در اینجا تقریباً هر درگیری حس ناخوشایندی ایجاد میکند.
صداهای درد، واکنش دشمنان، فریاد همتیمیها و جزئیات بیرحمانه مبارزات همگی به گونهای طراحی شدهاند که بازیکن وزن واقعی اعمال خود را احساس کند.
این موضوع شاید برای همه مخاطبان جذاب نباشد، اما بدون شک یکی از جسورانهترین تصمیمات طراحی در صنعت گیم محسوب میشود.
تحلیل شخصیتها
Ellie؛ قربانی خشم
Ellie در این بازی یکی از پیچیدهترین شخصیتهای تاریخ بازیهای ویدیویی است.
او شخصیتی نیست که همیشه بتوان از او دفاع کرد.
در طول داستان بارها تصمیماتی میگیرد که ممکن است بازیکن با آنها موافق نباشد.
اما همین نقصها باعث شده او واقعیتر از بسیاری از شخصیتهای مشهور صنعت گیم به نظر برسد.
الی در تمام طول داستان میان عشق، نفرت، ترس و انتقام گرفتار شده است.
او نماینده انسانی است که نمیتواند از گذشته خود فرار کند.
Abby؛ شخصیتی که صنعت گیم را دو قطبی کرد
Abby Anderson احتمالاً بحثبرانگیزترین شخصیت تاریخ Naughty Dog است.
در نگاه اول، بسیاری از بازیکنان او را دشمن اصلی داستان میبینند.
اما بازی به تدریج لایههای شخصیتی او را آشکار میکند.
ابی یکی از معدود شخصیتهایی است که نشان میدهد حقیقت همیشه وابسته به زاویه دید است.
او شاید محبوب همه بازیکنان نباشد، اما بدون شک یکی از جسورانهترین شخصیتهای خلقشده در بازیهای ویدیویی محسوب میشود.
Joel؛ سایهای که همچنان حضور دارد
Joel Miller حتی زمانی که در مرکز داستان نیست، همچنان قلب احساسی بازی محسوب میشود.
رابطه او با الی یکی از تأثیرگذارترین عناصر روایی بازی است.
فلشبکهای متعدد نه تنها شخصیت جوئل را عمیقتر میکنند، بلکه به بازیکن نشان میدهند که چگونه تصمیمات گذشته میتوانند آینده افراد را تغییر دهند.
Dina؛ نماد زندگی در میان ویرانی
Dina یکی از انسانیترین شخصیتهای داستان است.
در جهانی که تقریباً همه چیز نابود شده، دینا نماینده امید، عشق و آینده است.
او نقش مهمی در متعادل کردن فضای تاریک بازی دارد.
Tommy؛ قربانی دیگری از چرخه خشونت
Tommy Miller نمونه دیگری از تأثیر مخرب انتقام است.
شخصیتی که در ابتدا منطقی و آرام به نظر میرسد اما به تدریج تحت تأثیر اتفاقات داستان تغییر میکند.
تحول شخصیت تامی یکی از ظریفترین اما مهمترین بخشهای روایت بازی محسوب میشود.
گیمپلی، گرافیک، صداگذاری و ویژگیهای جدید نسخه Remastered
در بخش نخست نقد The Last of Us Part II Remastered در گیم کلاب، به سراغ داستان، روایت و شخصیتهای پیچیده بازی رفتیم. اما حقیقت این است که اگر این عنوان تنها به واسطه داستان قدرتمندش شناخته میشد، هرگز نمیتوانست به یکی از مهمترین آثار تاریخ صنعت بازی تبدیل شود.
آنچه تجربه The Last of Us Part II را ماندگار میکند، هماهنگی کمنظیر میان روایت و گیمپلی است. در این بازی تقریباً تمام مکانیکهای گیمپلی در خدمت داستان قرار دارند؛ از نحوه مبارزه گرفته تا طراحی محیط، انیمیشنها و حتی صداهای سادهای که هنگام حرکت در محیط میشنوید.
گیمپلی؛ وقتی هر درگیری به یک داستان تبدیل میشود
در نگاه اول ممکن است گیمپلی بازی تفاوت چشمگیری با نسخه اول نداشته باشد. هنوز هم با یک اکشن سوم شخص مبتنی بر بقا طرف هستیم که در آن منابع محدود هستند و هر گلوله ارزش خاص خود را دارد.
اما زمانی که چند ساعت در دنیای بازی سپری میکنید، متوجه میشوید تقریباً تمام سیستمهای نسخه اول بازطراحی و عمیقتر شدهاند.
The Last of Us Part II Remastered یکی از طبیعیترین و پویاترین سیستمهای مبارزه نسل هشتم و نهم را ارائه میدهد.
مبارزات؛ بیرحمانه، خشن و واقعی
بسیاری از بازیها تلاش میکنند مبارزات را هیجانانگیز و سرگرمکننده جلوه دهند.
اما در اینجا هدف چیز دیگری است.
هر درگیری در بازی حس خطر واقعی دارد.
حتی زمانی که کاملاً مجهز هستید، باز هم احساس امنیت نمیکنید.
دشمنان دائماً موقعیت شما را تغییر میدهند، از زوایای مختلف حمله میکنند و شما را مجبور به تصمیمگیری سریع میکنند.
سیستم تیراندازی بازی اگرچه در ظاهر ساده به نظر میرسد اما به لطف انیمیشنهای بینظیر و فیزیک واقعگرایانه، هر شلیک وزن و تأثیر خاص خود را دارد.
یکی از ویژگیهای برجسته بازی، انتقال حس اضطراب به بازیکن است. زمانی که تنها یک گلوله در اسلحه دارید و چند دشمن در حال نزدیک شدن هستند، تنش ایجاد شده کاملاً واقعی به نظر میرسد.
مخفیکاری؛ یکی از بهترین نمونههای نسل خود
اگر بخواهیم یکی از بزرگترین پیشرفتهای بازی نسبت به نسخه اول را نام ببریم، بدون شک باید به سیستم مخفیکاری اشاره کنیم.
محیطهای بزرگتر باعث شدهاند بازیکن آزادی عمل بیشتری داشته باشد.
میتوانید:
- از میان علفهای بلند حرکت کنید
- زیر خودروها مخفی شوید
- دشمنان را دور بزنید
- تلهگذاری کنید
- یا بدون شلیک حتی یک گلوله مرحله را به پایان برسانید
این آزادی عمل باعث شده هر برخورد به شکل متفاوتی پیش برود.
همین مسئله ارزش تکرار بازی را به شکل محسوسی افزایش میدهد.
هوش مصنوعی دشمنان؛ استانداردی برای صنعت گیم
حتی امروز نیز هوش مصنوعی The Last of Us Part II Remastered در میان بهترینهای صنعت قرار دارد.
دشمنان صرفاً به سمت آخرین موقعیت شما حرکت نمیکنند.
آنها:
- یکدیگر را صدا میزنند
- مسیرهای مختلف را جستجو میکنند
- برای محاصره شما برنامهریزی میکنند
- واکنش احساسی نشان میدهند
یکی از جزئیاتی که هنوز هم شگفتانگیز است، نحوه تعامل دشمنان با یکدیگر است.
اگر یکی از اعضای گروه را از بین ببرید، سایر افراد واکنش احساسی نشان میدهند و حتی نام او را فریاد میزنند.
این جزئیات کوچک باعث میشود دشمنان صرفاً هدفهای متحرک نباشند و بیشتر شبیه انسانهای واقعی به نظر برسند.
طراحی مراحل؛ آزادی در دل روایت خطی
The Last of Us Part II از نظر ساختار همچنان یک بازی خطی محسوب میشود.
اما طراحی مراحل آن حس یک جهان زنده را منتقل میکند.
بسیاری از مناطق بازی دارای چندین مسیر مختلف هستند.
میتوانید:
- مستقیم حمله کنید
- مخفیانه پیش بروید
- دشمنان را دور بزنید
- یا از محیط برای ایجاد درگیری میان انسانها و مبتلایان استفاده کنید
این انعطاف باعث شده بازی هرگز تکراری نشود.
سیستم ارتقا و ساخت آیتم
سیستم ارتقا نسبت به نسخه اول پیشرفت محسوسی داشته است.
بازیکن میتواند:
- مهارتهای جدید باز کند
- سرعت حرکت را افزایش دهد
- دقت تیراندازی را بهبود ببخشد
- قابلیتهای مخفیکاری را ارتقا دهد
از طرف دیگر سیستم Crafting همچنان یکی از مهمترین بخشهای بازی است.
هر پارچه، تیغه یا الکل پیدا شده میتواند تفاوت میان مرگ و بقا باشد.
این مکانیک به خوبی حس زندگی در دنیای پساآخرالزمانی را منتقل میکند.
تنوع دشمنان
بازی از نظر تنوع دشمنان عملکرد بسیار خوبی دارد.
علاوه بر گروههای انسانی مختلف، مبتلایان نیز انواع متنوعی دارند:
- Runner
- Clicker
- Stalker
- Shambler
- Rat King
بهخصوص Rat King هنوز هم یکی از ترسناکترین باسفایتهای تاریخ بازیهای ویدیویی محسوب میشود.
گرافیک؛ نمایش قدرت واقعی Naughty Dog
اگر نسخه اصلی روی PS4 یکی از زیباترین بازیهای نسل هشتم بود، نسخه Remastered نشان میدهد این موتور گرافیکی هنوز هم حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
حتی در سالهای اخیر نیز تعداد کمی از بازیها توانستهاند به سطح جزئیات بصری این اثر نزدیک شوند.
نورپردازی
نورپردازی یکی از مهمترین نقاط قوت بازی است.
تابش نور خورشید از میان درختان، انعکاس نور در محیطهای مرطوب و تغییرات آبوهوایی باعث شده محیطها بسیار طبیعی به نظر برسند.
بسیاری از صحنههای بازی عملاً کیفیتی نزدیک به آثار سینمایی دارند.
جزئیات محیط
دنیای بازی پر از جزئیات است.
ساختمانهای متروکه، خیابانهای پوشیده از گیاهان، فروشگاههای رها شده و خانههای مخروبه هر کدام داستانی مستقل روایت میکنند.
Naughty Dog موفق شده بدون استفاده از دیالوگهای اضافی، گذشته جهان بازی را از طریق طراحی محیط منتقل کند.
انیمیشنها
یکی از دلایل اصلی طبیعی بودن بازی، سیستم انیمیشن فوقالعاده آن است.
حرکت شخصیتها، جاخالی دادن، خزیدن، بالا رفتن از موانع و مبارزات تنبهتن به شکلی اجرا شدهاند که حتی امروز نیز نمونه مشابه کمی دارند.
بسیاری از کارشناسان صنعت گیم همچنان The Last of Us Part II را معیار مقایسه انیمیشن شخصیتها میدانند.
مدل شخصیتها
مدلهای سهبعدی شخصیتها در نسخه Remastered جزئیات بیشتری دریافت کردهاند.
احساسات چهرهها، حرکات چشم و تغییرات ظریف صورت در هنگام مکالمات کیفیتی نزدیک به موشن کپچر سینمایی دارند.
این ویژگی نقش مهمی در انتقال احساسات داستان ایفا میکند.
تفاوت نسخه Remastered با نسخه PS4
اگرچه ساختار کلی بازی تغییر نکرده، اما تفاوتهای فنی قابل توجهی دیده میشود:
- رزولوشن بالاتر
- بافتهای باکیفیتتر
- زمان بارگذاری بسیار کمتر
- نرخ فریم پایدارتر
- کیفیت سایهها و نورپردازی بهتر
- پشتیبانی کامل از قابلیتهای PS5
این تغییرات شاید به اندازه یک بازسازی کامل (Remake) نباشند، اما تجربهای روانتر و چشمنوازتر ارائه میکنند.
طراحی صدا و موسیقی؛ احساسی که شنیده میشود
اگر گرافیک بازی چشمها را تحت تأثیر قرار میدهد، طراحی صوتی آن مستقیماً با احساسات مخاطب ارتباط برقرار میکند.
موسیقی
موسیقی ساخته آهنگساز افسانهای Gustavo Santaolalla همچنان یکی از نقاط قوت اصلی بازی است.
قطعات موسیقی در بسیاری از مواقع بسیار مینیمال هستند.
اما دقیقاً در لحظاتی که باید، ضربه احساسی خود را وارد میکنند.
ملودیهای ساده گیتار به بخشی جداییناپذیر از هویت The Last of Us تبدیل شدهاند.
صداگذاری شخصیتها
بازی یکی از بهترین اجراهای صوتی تاریخ صنعت گیم را ارائه میدهد.
بازیگران تنها دیالوگ نمیگویند؛ آنها شخصیتها را زندگی میکنند.
هر جمله، هر مکث و هر تغییر لحن در خدمت روایت قرار دارد.
افکتهای صوتی
صدای باران، شکستن شیشهها، قدمها روی زمینهای مختلف و صداهای مبتلایان همگی با دقت فوقالعادهای طراحی شدهاند.
استفاده از هدفون در این بازی تجربهای کاملاً متفاوت ایجاد میکند.
ویژگیهای جدید نسخه Remastered
اکنون به مهمترین دلیل وجود این نسخه میرسیم.
آیا Remastered فقط یک ارتقای گرافیکی است؟
خوشبختانه پاسخ منفی است.
No Return Mode
بدون شک مهمترین محتوای جدید بازی.
No Return یک حالت روگلایک است که بازیکنان را وارد مجموعهای از مبارزات تصادفی میکند.
ویژگیهای اصلی:
- شخصیتهای قابل انتخاب متعدد
- چالشهای متنوع
- باسفایتهای اختصاصی
- قابلیت ارتقای تدریجی
این حالت ارزش تکرار بازی را به شکل چشمگیری افزایش داده است.
برای بسیاری از بازیکنان، No Return به تنهایی دلیل کافی برای خرید نسخه Remastered محسوب میشود.
Lost Levels
بخش Lost Levels امکان مشاهده مراحل حذفشده از فرآیند توسعه را فراهم میکند.
این محتوا برای علاقهمندان به پشتصحنه ساخت بازی بسیار جذاب است.
مشاهده ایدههایی که هرگز به نسخه نهایی راه پیدا نکردند، نگاه جالبی به فرآیند توسعه بازی ارائه میدهد.
Guitar Free Play
گیتار یکی از نمادهای اصلی The Last of Us Part II است.
در این بخش میتوانید آزادانه ساز بنوازید و بدون محدودیت به تجربه موسیقی بپردازید.
اگرچه این ویژگی برای همه بازیکنان ضروری نیست، اما طرفداران بازی از آن استقبال کردهاند.
Visual Enhancements
بهبودهای بصری متعدد باعث شده بازی روی سختافزار جدید جلوهای چشمگیرتر داشته باشد.
جزئیات بیشتر، وضوح بالاتر و نورپردازی بهتر مهمترین تغییرات این بخش هستند.
Performance Improvements
نرخ فریم روانتر و زمان بارگذاری کوتاهتر باعث شده تجربه کلی بازی بسیار بهتر از نسخه PS4 باشد.
بهخصوص برای بازیکنانی که اولین بار وارد این دنیا میشوند.
قابلیتهای DualSense
استفاده از قابلیتهای کنترلر DualSense یکی از نقاط قوت نسخه Remastered است.
هنگام تیراندازی، کشیدن کمان یا استفاده از ابزارهای مختلف، بازخورد لمسی و تریگرهای تطبیقی حس غوطهوری بیشتری ایجاد میکنند.
آیا ویژگیهای جدید ارزش ارتقا دارند؟
برای بازیکنان جدید پاسخ کاملاً مثبت است.
برای دارندگان نسخه PS4 پاسخ کمی پیچیدهتر است.
اگر عاشق دنیای The Last of Us هستید، حالت No Return و بهبودهای فنی ارزش بازگشت را دارند.
اما اگر نسخه اصلی را بهتازگی تجربه کردهاید، ممکن است تفاوتها برایتان انقلابی به نظر نرسند.
مقایسه The Last of Us Part II Remastered با آثار مشابه
در سالهای اخیر بازیهای داستانمحور بزرگی عرضه شدهاند که هر کدام استانداردهای جدیدی برای صنعت تعریف کردهاند. با این حال، The Last of Us Part II Remastered همچنان یکی از مهمترین معیارهای مقایسه در این حوزه محسوب میشود.
مقایسه با Red Dead Redemption 2
Red Dead Redemption 2 یکی از معدود بازیهایی است که از نظر کیفیت روایت و شخصیتپردازی میتواند در کنار The Last of Us Part II قرار بگیرد.
داستان
Red Dead Redemption 2 روایتی کلاسیکتر و آرامتر دارد. داستان سقوط تدریجی یک گروه یاغی را روایت میکند و زمان زیادی برای پرداخت شخصیتها صرف میکند.
در مقابل، The Last of Us Part II ساختاری تهاجمیتر و احساسیتر دارد. روایت آن ریسکپذیرتر است و دائماً انتظارات مخاطب را زیر سؤال میبرد.
گیمپلی
بازی Rockstar آزادی بسیار بیشتری ارائه میدهد، اما در زمینه مبارزات و انیمیشنها، ساخته Naughty Dog تجربهای روانتر و مدرنتر دارد.
شخصیتپردازی
آرتور مورگان یکی از بهترین شخصیتهای تاریخ گیم است، اما از نظر پیچیدگی روانی، الی و ابی در سطحی مشابه قرار میگیرند.
ارزش تکرار
Red Dead Redemption 2 به دلیل جهان باز عظیم خود ارزش تکرار بیشتری دارد.
برنده: مساوی
مقایسه با God of War Ragnarök
God of War Ragnarök یکی از مهمترین بازیهای نسل نهم محسوب میشود.
داستان
Ragnarök داستانی حماسی، اسطورهای و پر از لحظات باشکوه ارائه میدهد.
The Last of Us Part II اما روایتی شخصیتر، تاریکتر و انسانیتر دارد
گیمپلی
God of War در تنوع مبارزات و باسفایتها برتری محسوسی دارد.
اما مبارزات The Last of Us واقعیتر و تنشزاتر هستند.
شخصیتپردازی
کریتوس یکی از نمادهای صنعت گیم است، اما رابطه الی و جوئل همچنان تأثیر احساسی عمیقتری بر بسیاری از بازیکنان میگذارد.
برنده: بسته به سلیقه مخاطب
مقایسه با A Plague Tale: Requiem
A Plague Tale: Requiem شباهتهای زیادی با The Last of Us دارد.
هر دو بازی:
- داستانمحور هستند
- بر روابط انسانی تمرکز دارند
- فضای تاریک و احساسی دارند
اما از نظر کیفیت تولید، طراحی مراحل، انیمیشنها و جزئیات فنی، ساخته Naughty Dog چند پله بالاتر قرار میگیرد.
برنده: The Last of Us Part II Remastered
مقایسه با Days Gone
Days Gone یکی از آثار underrated نسل هشتم محسوب میشود.
جهان بازی
Days Gone جهان باز گستردهای ارائه میدهد.
روایت
The Last of Us Part II روایت بسیار عمیقتر و شخصیتپردازی بهمراتب قویتری دارد.
گرافیک
هر دو بازی زیبا هستند اما کیفیت انیمیشنها و جزئیات فنی Naughty Dog در سطح دیگری قرار دارد.
برنده: The Last of Us Part II Remastered
مقایسه با Ghost of Tsushima
Ghost of Tsushima یکی از زیباترین بازیهای تاریخ پلیاستیشن است.
جهان بازی
Ghost of Tsushima از نظر طراحی هنری و زیبایی بصری شاهکار محسوب میشود.
داستان
داستان جین ساکای جذاب است، اما پیچیدگی روایی The Last of Us Part II را ندارد.
مبارزات
Ghost of Tsushima مبارزات عمیقتر و متنوعتری ارائه میدهد.
شخصیتپردازی
The Last of Us Part II همچنان برتری محسوسی دارد.
برنده: رقابت بسیار نزدیک
نقاط قوت بازی
مهمترین نقاط قوت The Last of Us Part II Remastered
✅ داستان جسورانه و چندلایه
✅ شخصیتپردازی فوقالعاده
✅ یکی از بهترین اجراهای موشن کپچر تاریخ
✅ گرافیک خیرهکننده حتی در مقایسه با بسیاری از بازیهای جدید
✅ طراحی صوتی در سطح استانداردهای سینمایی
✅ هوش مصنوعی بسیار پیشرفته
✅ طراحی محیط و مراحل کمنظیر
✅ حالت جدید No Return
✅ استفاده عالی از قابلیتهای DualSense
✅ ارزش تولید فوقالعاده بالا
نقاط ضعف بازی
هیچ بازی کاملی وجود ندارد و The Last of Us Part II نیز از این قاعده مستثنی نیست.
مهمترین نقاط ضعف
❌ برخی تصمیمات داستانی برای همه مخاطبان قابل پذیرش نیست
❌ ریتم داستان در بخشهایی افت میکند
❌ مدت زمان طولانی بازی ممکن است برای برخی بازیکنان خستهکننده شود
❌ برخی بخشهای گیمپلی پس از ساعتهای طولانی تکراری میشوند
❌ تفاوتهای نسخه Remastered نسبت به نسخه اصلی برای همه کاربران چشمگیر نیست
❌ قیمت ارتقا برای برخی بازیکنان ممکن است توجیه اقتصادی نداشته باشد
آیا The Last of Us Part II Remastered ارزش خرید دارد؟
این سؤال مهمترین بخش هر نقد بازی The Last of Us Part II Remastered است.
برای کاربران جدید
اگر تاکنون بازی را تجربه نکردهاید، پاسخ کاملاً روشن است.
این نسخه بهترین راه ممکن برای ورود به دنیای The Last of Us Part II محسوب میشود.
کاملاً ارزش خرید دارد.
برای دارندگان نسخه PS4
اگر نسخه اصلی را سالها پیش تجربه کردهاید، ویژگیهای جدید و بهبودهای فنی میتوانند دلیل خوبی برای بازگشت باشند.
اما اگر اخیراً بازی را تمام کردهاید، تفاوتها شاید آنقدر بزرگ نباشند که خرید مجدد را ضروری کنند.
برای علاقهمندان بازیهای داستانی
این بازی تقریباً یک تجربه ضروری محسوب میشود.
کمتر عنوانی در صنعت گیم توانسته چنین تأثیر احساسی عمیقی روی مخاطب بگذارد.
برای گیمرهای حرفهای
حالت No Return ارزش تکرار بسیار بیشتری نسبت به نسخه اصلی ایجاد کرده است.
این گروه بیشترین بهره را از نسخه Remastered خواهند برد.
تحلیل صنعت گیم
تأثیر The Last of Us Part II بر صنعت بازی
کمتر بازیای در دهه اخیر تا این اندازه روی نحوه روایت داستان در بازیهای ویدیویی تأثیر گذاشته است.
The Last of Us Part II ثابت کرد بازیهای ویدیویی میتوانند موضوعاتی را مطرح کنند که پیشتر بیشتر در سینما و ادبیات دیده میشدند.
این بازی نشان داد مخاطبان حاضرند روایتهایی پیچیده، خاکستری و حتی ناراحتکننده را تجربه کنند.
تأثیر بر بازیهای داستانمحور
پس از موفقیت بازی، بسیاری از استودیوها تلاش کردند روایتهای احساسیتر و شخصیتمحورتر خلق کنند.
امروزه بخش بزرگی از بازیهای AAA داستانمحور تحت تأثیر استانداردهایی قرار دارند که Naughty Dog در این اثر تعریف کرد.
جایگاه Naughty Dog در صنعت بازی
Naughty Dog پیش از این نیز با مجموعههای Crash Bandicoot، Uncharted و The Last of Us یکی از مهمترین استودیوهای جهان محسوب میشد.
اما Part II نشان داد این استودیو همچنان حاضر است ریسک کند و فراتر از فرمولهای امتحانشده حرکت کند.
در دورهای که بسیاری از شرکتها به دنبال ساخت آثار امن و کمریسک هستند، این رویکرد اهمیت زیادی دارد.
تأثیر نسخه Remastered بر برند The Last of Us
نسخه Remastered بیش از آنکه یک ارتقای گرافیکی ساده باشد، ابزاری برای حفظ جایگاه برند The Last of Us در نسل جدید محسوب میشود.
وجود حالت No Return و محتوای پشتصحنه باعث شده این نسخه صرفاً یک بازنشر ساده نباشد.
از نگاه گیم کلاب، این نسخه توانسته ارزش برند The Last of Us را برای سالهای آینده حفظ کند.
جمعبندی گیم کلاب
بازی The Last of Us Part II Remastered هنوز هم یکی از جسورانهترین، بحثبرانگیزترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخ بازیهای ویدیویی است.
این عنوان شاید بازی کاملی نباشد.
شاید همه با تصمیمات داستانی آن موافق نباشند.
شاید برخی بازیکنان حتی از بخشهایی از روایت آن ناراضی باشند.
اما دقیقاً همین ویژگیها باعث شده بازی تا این اندازه ماندگار باشد.
Naughty Dog اثری خلق کرده که مخاطب را وادار به فکر کردن میکند؛ تجربهای که نه تنها سرگرمکننده است، بلکه احساسات، باورها و قضاوتهای بازیکن را نیز به چالش میکشد.
نسخه Remastered نیز اگرچه یک بازسازی کامل نیست، اما بهترین شکل ممکن برای تجربه این شاهکار روی سختافزار مدرن محسوب میشود.
در نگاه نهایی گیم کلاب، The Last of Us Part II Remastered نه فقط یک بازی، بلکه نمونهای از بلوغ رسانه بازیهای ویدیویی است؛ اثری که سالها بعد نیز درباره آن صحبت خواهد شد.
جدول امتیازدهی گیم کلاب
| بخش | امتیاز |
| داستان | 10/10 |
| گیمپلی | 9.5/10 |
| گرافیک | 10/10 |
| موسیقی | 10/10 |
| ارزش خرید | 9/10 |
| نوآوری | 9.5/10 |
امتیاز نهایی گیم کلاب: 9.7 / 10





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.