نقد و بررسی بازی Pragmata | آیندهای زیبا، سرد و ناآرام
مقدمه
گاهی بعضی بازیها قبل از اینکه حتی کنترلر را در دست بگیری، حس عجیبی درونت ایجاد میکنند.
حسی شبیه قدم زدن در شهری متروکه زیر نور مهتاب.
شبیه شنیدن صدای دستگاههایی که هنوز کار میکنند، اما کسی دیگر آنجا نیست تا از آنها استفاده کند.
Pragmata دقیقاً همین حس را دارد.
از همان نخستین دقیقه، بازی تو را به دنیایی پرتاب میکند که هم خیرهکننده است و هم ترسناک. جهانی آیندهنگر که در ظاهر پیشرفتهتر از هر چیزی است که در نسل نهم دیدهایم، اما در لایههای زیرینش، نوعی تنهایی عمیق جریان دارد. کپکام این بار سراغ یک تجربه صرفاً اکشن نرفته؛ بلکه اثری ساخته که بیشتر شبیه ترکیب یک فیلم علمیتخیلی فلسفی با یک بازی اکشن مدرن است.
در روزهایی که صنعت بازی پر شده از دنبالههای امن و فرمولهای تکراری، Pragmata جسارت این را دارد که متفاوت باشد.
و همین تفاوت، هم بزرگترین نقطه قوت بازی است و هم گاهی دردسر اصلی آن.
در این بررسی اختصاصی گیم کلاب، قرار است بهصورت کامل سراغ تمام بخشهای بازی برویم؛ از داستان مرموز و شخصیتهای عجیبش گرفته تا گیمپلی هکمحور، طراحی هنری خیرهکننده و جاهطلبی فنیای که گاهی نفسگیر میشود و گاهی از کنترل خارج.
داستان Pragmata | میان انسانیت و هوش مصنوعی
یکی از مهمترین دلایلی که Pragmata تا این اندازه در ذهن میماند، نحوه روایت داستان آن است. کپکام از همان ابتدا تصمیم گرفته همهچیز را مستقیم توضیح ندهد. بازی مدام سؤال میپرسد، اما پاسخها را قطرهچکانی تحویل میدهد.
داستان حول محور مردی به نام «هیو» و دخترکی مرموز به نام «دیانا» میچرخد؛ دختری که خیلی زود متوجه میشویم چیزی فراتر از یک کودک عادی است. رابطه این دو، قلب اصلی داستان Pragmata را تشکیل میدهد. رابطهای که در ابتدا صرفاً شبیه یک همکاری اجباری به نظر میرسد، اما به مرور تبدیل به پیوندی انسانی و احساسی میشود.
دیانا یکی از بهترین شخصیتهای همراه چند سال اخیر صنعت گیم است. نه صرفاً به خاطر دیالوگها، بلکه به خاطر نحوه تعاملش با محیط، کنجکاوی کودکانهاش و تضادی که میان ظاهر معصوم او و ماهیت واقعیاش وجود دارد.
Pragmata در بسیاری از لحظات یادآور آثاری مثل NieR: Automata و SOMA است. بازی مدام درباره هویت، آگاهی، تنهایی و معنای انسان بودن سؤال میپرسد. اما خوشبختانه هرگز وارد فاز روشنفکرنمایی افراطی نمیشود.
روایت محیطی هم یکی از برگهای برنده بازی است. ایستگاههای فضایی نیمهویران، آزمایشگاههای متروکه و پیامهای باقیمانده از انسانهایی که دیگر حضور ندارند، فضایی خلق میکنند که مدام حس فروپاشی تمدن را به بازیکن منتقل میکند.
نکته جالب اینجاست که Pragmata برخلاف بسیاری از بازیهای علمیتخیلی، بیش از حد وابسته به کاتسین نیست. بسیاری از جزئیات داستان را باید از محیط استخراج کنی. از طراحی اتاقها گرفته تا فایلهای صوتی و حتی نحوه رفتار رباتها.
البته روایت همیشه بینقص نیست. نیمه میانی بازی کمی افت ریتم دارد و بعضی از دیالوگها بیش از حد رمزآلود نوشته شدهاند. گاهی احساس میکنی بازی عمداً اطلاعات را پنهان میکند تا مرموزتر به نظر برسد. اما وقتی قطعات پازل کنار هم قرار میگیرند، نتیجه واقعاً تأثیرگذار میشود.
پایانبندی هم بدون ورود به اسپویل، یکی از آن پایانهایی است که احتمالاً تا چند روز ذهن تو را رها نمیکند. نه به خاطر شوک لحظهای، بلکه به خاطر سؤالاتی که بعد از تمام شدن بازی در ذهنت باقی میگذارد.
گیمپلی Pragmata | وقتی اکشن و هک کردن به هم گره میخورند
اگر داستان قلب Pragmata باشد، گیمپلی آن مغز بازی است.
کپکام ساختاری طراحی کرده که روی کاغذ عجیب به نظر میرسد: ترکیب تیراندازی سومشخص با مکانیکهای هک کردن لحظهای و حل پازل در دل مبارزات.
اما نکته مهم اینجاست که بازی برخلاف تصور اولیه، واقعاً این ایده را عملی کرده است.
در جریان مبارزات، صرفاً شلیک کردن کافی نیست. بسیاری از دشمنان دارای زرهها یا سیستمهای دفاعی هستند که باید توسط دیانا هک شوند. این هکها به شکل مینیگیمهایی سریع و پویا اجرا میشوند که همزمان با مبارزه جریان دارند.
در ابتدا شاید این سیستم کمی شلوغ و حتی گیجکننده به نظر برسد، اما بعد از چند ساعت، ریتم بازی کاملاً جا میافتد. نتیجه چیزی میشود که کمتر در شوترهای مدرن دیدهایم؛ مبارزاتی که هم به واکنش سریع نیاز دارند و هم به مدیریت ذهنی همزمان.
طراحی دشمنان یکی از نقاط قوت اصلی بازی است. از رباتهای سبک و سریع گرفته تا ماشینهای عظیم صنعتی که کل محیط را تبدیل به میدان جنگ میکنند، تنوع خوبی در دشمنان دیده میشود.
بعضی باسفایتها واقعاً درخشان هستند. مخصوصاً نبردهایی که بازی از محیط بهعنوان بخشی از مبارزه استفاده میکند. در یکی از مراحل، کل ساختار یک ایستگاه فضایی در حال فروپاشی است و بازیکن باید همزمان با تغییر جاذبه، دشمنان را هک و نابود کند. لحظهای که بیشتر شبیه یک سکانس سینمایی تعاملی است تا یک باسفایت معمولی.
با این حال، Pragmata بینقص نیست.
مشکل اصلی از جایی شروع میشود که بازی در نیمه دوم، بیش از حد به ساختار آشنای خودش وابسته میشود. مکانیک هک کردن همچنان جذاب است، اما بعضی سناریوهای مبارزه تکرار میشوند. مخصوصاً زمانی که بازی موجهای متعدد دشمن را پشت سر هم مقابل بازیکن قرار میدهد.
سیستم پیشرفت شخصیتها هم اگرچه کاربردی است، اما عمق فوقالعادهای ندارد. ارتقا سلاحها و تواناییها حس پیشرفت را منتقل میکنند، ولی انتظار یک سیستم RPG پیچیده را نباید داشته باشید.
طراحی مراحل اما واقعاً تحسینبرانگیز است. برخلاف بسیاری از شوترهای خطی، محیطهای Pragmata حس واقعی مکان دارند. هر منطقه هویت خاص خودش را دارد؛ از شهرهای متروکه زیر گنبدهای مصنوعی گرفته تا ایستگاههای تحقیقاتی سرد و بیروح.
در بعضی لحظات، بازی بهشدت یادآور Control میشود؛ مخصوصاً زمانی که معماری عجیب و طراحی سوررئال محیطها وارد میدان میشوند.
گرافیک و تحلیل فنی | یکی از چشمگیرترین بازیهای نسل نهم
از نظر بصری، Pragmata بدون شک یکی از خیرهکنندهترین آثار کپکام محسوب میشود.
RE Engine این بار فراتر از چیزی عمل کرده که پیشتر در بازیهایی مثل Resident Evil 4 دیده بودیم. جزئیات محیطها گاهی آنقدر زیاد است که بعضی صحنهها بیشتر شبیه رندرهای CGI به نظر میرسند تا گیمپلی واقعی.
نورپردازی بازی فوقالعاده است.
ترکیب Ray Tracing با طراحی هنری سرد و فلزی بازی، اتمسفری خلق کرده که دائماً حس تنهایی و بیگانگی را منتقل میکند.
بازتاب نور روی سطوح فلزی، ذرات معلق در هوا، مههای دیجیتالی و انعکاس نئونها در محیطهای صنعتی، همگی کمک میکنند Pragmata هویت بصری منحصربهفردی داشته باشد.
طراحی هنری بازی حتی مهمتر از قدرت فنی آن است. چون کپکام صرفاً دنبال نمایش تکنولوژی نبوده. هر محیط داستانی برای گفتن دارد. بعضی لوکیشنها عمداً خالی و سرد طراحی شدهاند تا حس انزوا را تشدید کنند.
انیمیشن شخصیتها هم کیفیت بالایی دارند. مخصوصاً انیمیشنهای صورت دیانا که در بسیاری از صحنهها احساسات را بدون نیاز به دیالوگ منتقل میکنند.
اما از نظر فنی، وضعیت نسخهها یکسان نیست.
روی PlayStation 5 بازی عملکرد بسیار خوبی دارد و حالت 60 فریم پایدار در اکثر لحظات حفظ میشود. نسخه Xbox Series X هم تقریباً در همین سطح قرار میگیرد.
نسخه PC اما کمی داستان متفاوتی دارد.
اگر سیستم قدرتمندی داشته باشید، Pragmata یکی از زیباترین تجربههای نسل جدید خواهد بود. ولی بهینهسازی بازی روی برخی کارتهای گرافیک هنوز کامل نیست و افت فریمهای مقطعی دیده میشود. مخصوصاً در محیطهای شلوغ یا هنگام فعال بودن Ray Tracing کامل.
خوشبختانه بازی از آن دسته آثار فاجعهبار لانچ PC نیست، اما مشخص است که هنوز جای بهبود دارد.
در طول تجربه حدود ۲۰ ساعته بازی، با چند باگ انیمیشنی و یکی دو مشکل فیزیک برخورد کردیم، ولی هیچکدام تجربه را نابود نمیکردند.
موسیقی و طراحی صدا | سکوتهایی که بیشتر از موسیقی حرف میزنند
موسیقی Pragmata دقیقاً همان چیزی است که باید باشد؛ مینیمال، مرموز و گاهی دردناک.
بازی برخلاف بسیاری از آثار AAA، مدام موسیقی پخش نمیکند. در بسیاری از لحظات فقط صدای سیستمهای مکانیکی، وزش باد یا نویزهای الکترونیکی شنیده میشود. همین سکوتها باعث میشوند زمانی که موسیقی وارد میشود، تأثیرش چند برابر شود.
ترکیب پیانوهای آرام با سینتیسایزرهای سرد فضایی، حس عجیبی ایجاد میکند. گویی موسیقی هم مثل خود بازی میان انسانیت و ماشین گیر افتاده است.
طراحی صدا فوقالعاده دقیق انجام شده. هر سلاح صدای خاص خودش را دارد و افکتهای صوتی محیطی به شکل حیرتانگیزی سهبعدی هستند. اگر با هدفون بازی کنید، متوجه میشوید که چقدر روی جزئیات صداگذاری کار شده است.
دوبله انگلیسی بازی هم کیفیت بالایی دارد. رابطه احساسی میان هیو و دیانا تا حد زیادی به لطف اجرای خوب صداپیشهها باورپذیر شده است.
در بعضی لحظات، Pragmata حتی یادآور فضای صوتی Death Stranding میشود؛ جایی که موسیقی نه صرفاً برای هیجان، بلکه برای ساختن حس تنهایی استفاده میشود.
مقایسه Pragmata با بازیهای مشابه
مقایسه با Death Stranding
هر دو بازی حس تنهایی و انزوای شدیدی دارند، اما Pragmata بسیار اکشنمحورتر است. جایی که Death Stranding روی سفر و ارتباط انسانی تمرکز میکند، Pragmata بیشتر درباره تقابل انسان و تکنولوژی است.
مقایسه با NieR: Automata
واضحترین شباهت Pragmata به NieR: Automata در مفاهیم فلسفی آن است. اما Pragmata روایت آرامتر و سینماییتری دارد و کمتر وارد اغراقهای ژاپنی میشود.
مقایسه با Control
از نظر طراحی محیط و حس رازآلودگی، شباهتهایی با Control دیده میشود. ولی Pragmata تمرکز بیشتری روی داستان احساسی و تعامل شخصیتها دارد.
مقایسه با Returnal
در بخش اتمسفر علمیتخیلی و مبارزات سریع، شباهتهایی میان Pragmata و Returnal وجود دارد. با این تفاوت که Pragmata ریتم آهستهتر و روایتمحورتری دارد.
مقایسه با The Callisto Protocol
هر دو بازی از نظر بصری فوقالعاده هستند، اما Pragmata در طراحی گیمپلی و تنوع مکانیکها عملکرد بهتری دارد. در مقابل، The Callisto Protocol تمرکز بیشتری روی ترس و تنش مستقیم دارد.
مقایسه با SOMA
شاید نزدیکترین بازی از نظر فضای فلسفی، SOMA باشد. هر دو درباره هویت و آگاهی سؤال میپرسند، اما Pragmata این مفاهیم را در قالب یک تجربه AAA اکشن ارائه میدهد.
نقاط قوت بازی Pragmata
نقاط قوت
- اتمسفر علمیتخیلی فوقالعاده و منحصربهفرد
- رابطه احساسی و باورپذیر میان شخصیتها
- طراحی هنری خیرهکننده
- موسیقی مینیمال و تأثیرگذار
- ترکیب خلاقانه اکشن و هک کردن
- باسفایتهای سینمایی و بهیادماندنی
- روایت محیطی قدرتمند
- نورپردازی و جلوههای بصری نسل نهمی
- تنوع مناسب دشمنان و لوکیشنها
- اجرای بسیار خوب صداپیشهها
نقاط ضعف بازی Pragmata
نقاط ضعف
- افت ریتم در بخش میانی داستان
- تکراری شدن بعضی مبارزات در نیمه دوم
- سیستم پیشرفت نسبتاً سطحی
- بعضی دیالوگهای بیشازحد مبهم
- مشکلات بهینهسازی نسخه PC
- کمبود تنوع در برخی پازلها
- بعضی مراحل فرعی فراموششدنی هستند
جمعبندی گیم کلاب | Pragmata یک ریسک ارزشمند است
Pragmata شاید بازی کاملی نباشد، اما دقیقاً همان چیزی است که صنعت بازی امروز به آن نیاز دارد؛ یک اثر جاهطلب، متفاوت و جسور.
کپکام میتوانست بهراحتی سراغ ساخت یک شوتر علمیتخیلی استاندارد برود، اما ترجیح داد تجربهای خلق کند که بیشتر روی احساس، اتمسفر و مفاهیم انسانی تمرکز دارد. نتیجه، اثری شده که شاید همه عاشقش نشوند، اما بعید است کسی بعد از تمام کردنش بتواند بهسادگی فراموشش کند.
اگر از آن دسته گیمرهایی هستید که عاشق دنیاهای مرموز، داستانهای فلسفی و تجربههای متفاوت هستند، Pragmata احتمالاً یکی از بهترین بازیهای چند سال اخیر برای شما خواهد بود.
اما اگر انتظار یک اکشن کاملاً سریع، پرانفجار و بدون مکث را دارید، ممکن است بعضی بخشهای آرام و تأملبرانگیز بازی برایتان خستهکننده شود.
در گیم کلاب، چیزی که بیشتر از همه ما را تحت تأثیر قرار داد، اعتمادبهنفس Pragmata در متفاوت بودن بود. بازی میداند چه هویتی دارد و تلاش نمیکند شبیه ترندهای رایج بازار باشد.
آینده این فرنچایز هم بسیار امیدوارکننده به نظر میرسد. اگر کپکام بتواند در نسخههای بعدی عمق گیمپلی را بیشتر کند و ساختار مراحل را متنوعتر نگه دارد، Pragmata پتانسیل تبدیل شدن به یکی از مهمترین IPهای جدید صنعت گیم را دارد.
و شاید مهمتر از همه، این بازی ثابت میکند که هنوز هم در دنیای AAA میتوان ریسک کرد.
امتیاز نهایی
امتیاز گیم کلاب به بازی Pragmata: 8.7/10
Pragmata تجربهای جاهطلب، سینمایی و متفاوت است که با اتمسفر فوقالعاده، روایت احساسی و طراحی هنری خیرهکننده میدرخشد؛ حتی اگر بعضی مشکلات ریتم و تکرار در گیمپلی مانع رسیدن آن به یک شاهکار بینقص شوند.





امیرمحمد نوروزی (خریدار محصول) –
شاهکار بود ممنون از گیم کلاب که خیلی سریع به دستم رسوند